دفترچه خاطرات

پنجره اي رو به حياط پشتي

تبلیغات تبلیغات

تعویض پلاک

دیروز از دفتر خدمات خودرویی برام زنگ زدن گفتن فردا از ساعت هفت تا ده دفتر باش دیرتر نیاین...منم از خدا خواسته صبح زود ساعت هفت حرکت کردیم منو پدرم...ساعت هفت و نیم رسیدیم شهر چندین بار بین دفتر و راهنمایی رانندگی پاسکاری شدم و نوبت ایستادم تا کارم خداروشکر ساعت ده و نیم تموم شد و ایرادی هم نگرفت افسر.. نگران موتور بودم چون صاحب قبلی گفت تعویض شده...چون شماره موتور باید با سند بخونه سه ساعته کارم تموم شد و کارت ماشینم گفت چند روز دیگه میاد ب ادرستون...
برچسب‌ها: راهنمایی, خداروشکر
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها